هجرت سرشت زندگی ام نبود، زادگاه ام نهاد امیدم و همه ای دار و ندارم بود، زیرا فراق از او به مخیله ام هرگز گذر نمی کرد زیرا به طبیعت زیبایش دل باخته بودم و با مردم مهربانش انس و امید داشتم .
از دوستانم همیشه وفاه دیدم و از مخالفان دائم احترام مشاهده کردم ، اما از مردمم از هر دو طرف نیکی دیدم .
برچسب: مهاجرت,
نویسنده: حسین اکبریپور
تاريخ: جمعه
31 شهريور
1396 ساعت: 16:18